حسودی ام مــی شود به پـــیراهنت!
چه محکم تو را در بــر گرفته ...
و چه گــرم می شود
از حــرارت تن مهـــربانت!
حـــسودی ام مـــی شود به دیوارهای اتاقت
چه بی پــروا به تو خیره می شوند ...
چه آزادانه تو را مــی نگرند !
حسودی ام مـــی شود به انگشتـر دستت !
چه جایگاه همیشگی ای دارد ؛
و چه مطمئن
ســر جای خود آرمیده است !
حـــسودی ام مـــی شود به هوایی که تنفس می کنی
چقدر به تو نزدیک می شود ...
تا آن جا که به درون تــو می رود !
حـــسودی ام می شود به سایه ات !
بدون آن که دیده شود ؛
بدون آن که پـــرسیده شود ؛
با توست ...
تا همیشه !!
من
حـــسودی ام می شود ...
حتـــی به قلبت !
که صدایت را همــــیشه می شنود!!!
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده