ای عشق شکوفه کن بهارست ...
ای عشقت آتشی به همه شهر درزده و آن آتش از درونه من شعله بر زده هر روز چشم مست تو در کاروان صبر بیرون کشیده تیغ و ره خواب و خور زده
ای عشقت آتشی به همه شهر درزده و آن آتش از درونه من شعله بر زده هر روز چشم مست تو در کاروان صبر بیرون کشیده تیغ و ره خواب و خور زده
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده